4 تفاوت رنگ و لیسه گیری چیست؟
فهرست مطالب
تفاوت رنگ و لیسه گیری خودرو چیست؟
در ترمیم بدنه خودرو، یکی از مهم ترین تصمیمها انتخاب بین لیسه گیری و نقاشی بدنه است. هر دو روش با هدف بهبود ظاهر خودرو انجام میشوند، اما از نظر شیوه اجرا، میزان دخالت در رنگ فابریک، تأثیر بر ارزش خودرو و هزینه نهایی، تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند.
لیسه گیری روشی اصلاحی و سطحی محسوب میشود که برای برطرف کردن خط و خش ها، ساییدگی ها و آسیب های جزئی لایه شفاف رنگ (کلیرکوت) به کار میرود.
در این روش، بدون اضافه شدن رنگ یا بتونه، سطح بدنه اصلاح شده و رنگ فابریک خودرو حفظ میشود. به همین دلیل، لیسه گیری معمولاً در کارشناسی خودرو به عنوان نقاشی ثبت نمیشود و افت قیمتی ایجاد نمیکند.
در مقابل، نقاشی بدنه زمانی انجام میشود که آسیب عمیق باشد، رنگ ترک خورده یا فلز بدنه نمایان شده باشد. در این حالت، اجرای بتونه، آستر و رنگ جدید ضروری است که باعث تغییر ضخامت رنگ و ثبت رنگ شدگی در گزارش کارشناسی میشود. این موضوع معمولاً روی ارزش نهایی خودرو تأثیر منفی دارد.
انتخاب درست بین لیسه گیری و رنگ، به نوع و شدت آسیب بستگی دارد. تصمیم گیری آگاهانه در این مرحله، از پرداخت هزینه های غیرضروری جلوگیری میکند، اصالت رنگ کارخانه ای را حفظ میکند و نتیجه ای تمیزتر و حرفه ای تر به همراه دارد.
به همین دلیل، بررسی دقیق بدنه توسط متخصص قبل از هرگونه ترمیم، یک قدم ضروری در فرآیند صافکاری محسوب میشود.

ماهیت و روش اجرای ترمیم در لیسه گیری و رنگکاری
لیسه گیری یک روش اصلاح سطح است که تنها لایه شفاف رنگ (Clear Coat) را هدف قرار میدهد.
در این فرآیند، خراشها و ساییدگیهای کمعمق بدون دست زدن به رنگ اصلی خودرو ترمیم میشوند. لیسهگیری نه باعث تراشیدن رنگ میشود و نه ساختار فابریک بدنه را تغییر میدهد. این تکنیک برای زمانی استفاده میشود که آسیب محدود به سطح باشد و خطوط به لایه رنگ نرسیده باشند.
متخصص با ابزارهای دقیق، سمبادههای فوقظریف و مواد پولیش مناسب، سطح کلیر را یکنواخت کرده و خراش را از بین میبرد. اجرای این مرحله نیازمند مهارت بالاست، زیرا فشار اشتباه یا انتخاب نادرست مواد میتواند موجب سوختگی رنگ، ماتشدگی سطح یا ایجاد هولوگرام شود.
در مقابل، نقاشی خودرو یک فرآیند بازسازی کامل سطح محسوب میشود. در این روش، رنگ قبلی که دچار تخریب یا خراش عمیق شده ابتدا ترمیم یا حذف میشود و سپس لایه جدید رنگ به همراه کیلر روی بدنه پاشیده میشود.
این روش زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که آسیب به لایه اصلی رنگ رسیده، رنگ پوسته کرده باشد یا فلز زیر رنگ نمایان شده باشد. نتیجه رنگ و نقاشی از نظر ظاهر بسیار تمیز است، اما چون رنگ جدید با رنگ فابریک تفاوت دارد، اصالت بدنه تغییر میکند.
تأثیر لیسهگیری و رنگ بر ارزش خودرو
حفظ رنگ فابریک یکی از مهمترین معیارهای ارزشگذاری خودرو است. در کارشناسی بدنه، کوچکترین افزایش ضخامت رنگ ثبت میشود و این موضوع روی قیمت نهایی خودرو تأثیر مستقیم دارد.
لیسهگیری به دلیل اینکه هیچ تغییری در لایه رنگ ایجاد نمیکند، ضخامت رنگ ثابت میماند و خودرو همچنان بیرنگ گزارش میشود. این ویژگی باعث شده لیسه گیری بهترین انتخاب برای رفع خراشهای سطحی باشد، بهویژه برای خودروهایی که قصد فروش آنها وجود دارد.
رنگکاری اما ضخامت رنگ را افزایش میدهد و در کارشناسی به عنوان «رنگشدگی» ثبت میشود. حتی اگر رنگ با بالاترین کیفیت اجرا شود، باز هم اختلاف براقیت یا تونالیته رنگ در نورهای مختلف قابل تشخیص است.
همین موضوع باعث افت ارزش خودرو در بازار میشود. بنابراین رنگ کاری زمانی انتخاب میشود که چارهای جز حذف رنگ آسیبدیده وجود نداشته باشد.
نوع آسیب قابل ترمیم در لیسهگیری و رنگ
یکی از مهمترین بخشهای تصمیمگیری، شناخت نوع آسیبی است که هر روش قادر به ترمیم آن است. هر دو تکنیک محدودیت دارند و استفاده اشتباه باعث دوبارهکاری و افزایش هزینه میشود.
لیسهگیری بهترین عملکرد را دارد زمانی که:
- خراش سطحی باشد و به لایه رنگ نرسیده باشد.
- رنگ پوسته نکرده باشد.
- فلز یا پرایمر زیر کار دیده نشود.
- ساییدگی ناشی از تماس اجسام خارجی ایجاد شده باشد.
- رد رنگ سپر خودروهای دیگر روی سطح بدنه باقیمانده باشد.
در این موارد آسیب تنها به کلیر وارد شده و با اصلاح همین لایه میتوان ظاهر اولیه را بدون رنگزدگی بازگرداند.
رنگکاری ضروری است زمانی که:
- رنگ ترک خورده، پوسته شده یا از سطح جدا شده باشد.
- خراش به لایه رنگ رسیده باشد و با ناخن گیر کند.
- فلز بدنه نمایان شده باشد.
- ضربه شدید موجب فرورفتگی، شکستگی یا ناهمواری سطح شده باشد.
- امکان ترمیم سطح بدون ایجاد لکه وجود نداشته باشد.
در این شرایط لیسهگیری توانایی اصلاح ساختار رنگ را ندارد و تلاش برای انجام آن فقط ظاهر بدنه را بدتر و هزینه را بیشتر میکند.
مقایسه زمان، فرآیند و هزینه انجام کار
از نظر سرعت و هزینه، اختلاف میان لیسهگیری و رنگکاری کاملاً محسوس است.لیسه گیری یک فرآیند سریع است و معمولاً ۳۰ دقیقه تا یک ساعت زمان میبرد.
در این روش نیازی به باز کردن قطعه، زیرسازی، آستر، رنگپاشی یا خشک کردن در کوره نیست. به همین دلیل هزینه لیسه گیری نسبت به نقاشی بسیار کمتر است.
نقاشی اما شامل مراحل مختلفی مانند سمباده زنی، بتونه، آستر، رنگ، کیلر و پولیش نهایی است. این روند ۱ تا ۲ روز زمان میبرد و مصرف مواد، تجهیزات و زمان متخصص باعث افزایش هزینه میشود. علاوه براین، نقاشی همواره خطر اختلاف رنگ نسبت به قطعات مجاور را به همراه دارد، موضوعی که در خودروهای چندساله بیشتر دیده میشود.
مزایای کلیدی لیسه گیری نسبت به رنگ
یکی از مزیتهای مهم لیسه گیری این است که نتیجه کار در همان لحظه قابل مشاهده است. برخلاف نقاشی که چند مرحله نیاز به خشک شدن و پرداخت دارد، در لیسهگیری نتیجه نهایی همان زمان بررسی میشود و اگر نیاز به اصلاح جزئی باشد فوراً انجام میگیرد.
لیسه گیری میتواند بسیاری از خطوط کم عمق، ساییدگیهای سبک، رد سپر پلاستیک، چرک خط های سطحی و مات شدگیهای جزئی را به طور کامل رفع کند.
همین ویژگی باعث شده این روش یک انتخاب اقتصادی و استاندارد برای رفع سریع و بدون ریسک آسیبهای بدنه باشد.
جمعبندی
لیسه گیری و نقاشی دو روش کاملاً متفاوت برای ترمیم بدنه هستند.
لیسه گیری برای آسیبهای سطحی مناسب است و با حفظ رنگ فابریک باعث جلوگیری از افت قیمت خودرو میشود. در مقابل، نقاشی زمانی ضروری است که آسیب به لایه رنگ یا فلز رسیده باشد و امکان اصلاح سطح وجود نداشته باشد.
شناخت دقیق این تفاوتها باعث میشود بدون هزینه اضافی، بهترین تصمیم برای ترمیم بدنه خودرو گرفته شود.
